رکود اقتصادی واژه ناخوشایندیه که شاید بارها اونو در خبره ها و برنامه های اقتصادی شنیدین. تصور کلی ما از این اصطلاح، زیاد شدن قیمتا، کسادی بازار و شرایط بد اقتصادیه. ولی رکود اقتصادی دقیقا به چه معناست و شرایط و ویژگیای اون کدامه؟ اینجا سعی می کنیم به طور خلاصه به بیان معنی رکود اقتصادی و اثرات اون بر جنبه های مختلف اقتصادی و اجتماعی بدیم.

 

خلاصه ویژگیای رکود اقتصادی در چرخه کار و کاسبی

از ویژگیای این مرحله، کاهش سرعت رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) است که باعث کاهش اجرا نیروی کار و سرمایه می شه. ، سرمایه انسانی و فیزیکی کاهش پیدا میکنه و موجب ایجاد خشم و بدبینی در گروه های اجتماعی آسیب دیده از بحران می شه.

مسیرهای عادی در بخشای اقتصادی کلیدی

نیروهای محرکه ی رکود اقتصادی در کار و کاسبی داخلی

بیشتر بخشا و شرکتا با زیان و کاهش گردش مالی روبه رو می شن. در این شرایط، تعداد کمی از شرکتا و بخشای باثبات تر توانایی جلوگیری از سقوط تولید ناخالص داخلی جمع شده رو دارن. استفاده از ظرفیتا کاهش پیدا میکنه و پروژه های سرمایه گذاری جدید به تعویق میفته یا لغو می شه. در اول رکود اقتصادی، وقایع غیرمنتظره ی منفی مانع از برآورده شدن انتظارات موجود در مورد تولید ناخالص داخلی، فروش و سود می شه.

نوآوری و چیزای تازه به سختی به بازار و سبد خرید خانوارها راه پیدا میکنه. میزان پخش نوآوری (diffusion of innovation) کاهش پیدا میکنه. خروج از بازار بیشتر از ورود به بازار رخ می ده (که به نوبه ی خود تا حد زیادی به دلیل وجود شرکتای فرعی و حاشیه ای (fringe firms) است).

تجارت خارجی

واردات بیشتر از تولید ناخالص داخلی کاهش پیدا میکنه. اگه شرکای تجارت خارجی به رشد سالم خود ادامه، طوری که صادرات کشور زیاد شه، تراز تجاری (trade balance) (کم و بیش به میزان زیادی) بهبود پیدا میکنه.

سرمایه گذاریای مستقیم خارجی (FDI) تقاضامحور لغو می شه و فقط ممکنه سرمایه گذاریای مستقیم خارجی منابع گرا (resource-oriented) ادامه یابد. شاید در آخرای رکود اقتصادی، شاهد خرید خارجیِ داراییای کم ارزش شده هستیم.

در شرایطی متفاوت، کشور صادرات اساسی که تنها چند محصول رقابتی داره (فروش و سود اونا واسه درآمدهای دولتی و خصوصی اهمیت زیادی داره)، به دلیل کاهش قیمتا و مقادیر اجناس فروخته شده به خارج دچار رکود اقتصادی می شه. اینجا، انتقال رکود اقتصادی به اقتصاد داخلی با کم شدن اشتغال در بخش صادرات، کاهش خواسته داخلی و زنجیره ای از تحولات منفی در بستری از کاهش مازاد تجاری (trade surplus) (یا افزایش کسری تجاری (trade deficit)) رخ می ده.

بازار کار

در اول، کارفرمایان سرعت کار رو کاهش میدن و مخارج کلی کاهش پیدا میکنه (از راه کاهشِ متوسط حقوق ماهانه ی دریافتی کارکنان که با کم شدن ساعات کاری ممکن می شه؛ به این صورت که شغلای تموم وقت به برنامه های پاره وقت تبدیل می شه). اگه شرکتا فکر کنن رکود اقتصادی کوتاه هستش و خیلی از کارکنان، مهارتایی مختص اون شرکت رو کسب کردن و واسه همین حفظ اونا به نفع شرکته، اخراج اونا رو به تعویق میندازن، ولی با ادامه رکود اقتصادی و مقاومت اون در برابر بهبود شرایط، شرکتا بدون هیچ محدود کردن و توجه ای عمل کرده و تعداد نیروی کاری خود رو کاهش میدن. از طرف دیگه، افزایش خطر بیکار باقی ماندن یا قبول کردن شغلی با حقوق پایین تر موجب روی آوردن افراد به پس اندازه های احتیاطی می شه. این مسئله به همراه کاهش درآمد خانوار موجب کاهش مصرف می شه.

امور مالی دولتی

درآمد مالیاتی کاهش پیدا میکنه (اگه مالیات بندی صعودی نباشه، این کاهش بیشتر هم هستش)، یارانهای پرداختی به افراد بیکار زیاد می شه، کسری بودجه اوج میگیره، نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی بدتر می شه و هر دو متغیر به شکل نامطلوبی تغییر می کنن.

اگه کاهش تولید ناخالص داخلی به وسیله دولت و به دلیلِ کاهش مخارج و افزایش مالیاتا (به خاطرِ تحت کنترل درآوردن کسری بودجه) شروع شده باشه، این اقدامات اونا نتیجه عکس می ده (البته این اقدامات به طور موقت و تا زمانی که اقتصاد واکنش نشون بده، موفق عمل میکنن). تنها در صورت ایجاد رشد به دلیل صادرات و سرمایه گذاری (در بستری از باز شدن پولی (monetary expansion)) اینجور سعیایی می تونه موفق باشه.

پول-نام-تصویر

بسته به جهت گیری سیاسی دولت موجود، تعادل عمومی ای که در حال بدترشدنه، در مرکز توجه ها قرار گرفته و سیاستای مالی محدودکننده بحران رو بدتر می کنه. در مقابل، با اینکه گسترش مالی به طور موقتی، کسری بودجه رو افزایش می ده، ولی می تونه اقتصاد رو به راه رشد و بهبود برگردونه. جهت گیری سیاسی که شاید نتیجه وعدهای انتخاباتی و دستورکار دولت هاست باید با مواضع ذینفعان داخلی و بین المللی روبه رو شه و این رویارویی، به ویژه زمانی که بدهی دولتی با بدهی خارجی همراه باشه (یا واسه خارجیا باشه)، بسیار سخته.

بازارهای مالی

قیمت داراییا پایین میاد که شاید منتهی به خرید این داراییا به وسیله خارجیا می شه. تعداد معاملات املاک و مستغلات (و وامای مربوطه) به طور زیادی کاهش پیدا میکنه. قیمتا به ویژه در بخشای حاشیه ای سقوط می کنه و این سقوط با گسترش بیشتر بحران پیشرفت پیدا میکنه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   هفت درجه ی آزادی واسه رشد سازمان از دیدگاه مکنزی 

ممکنه که بورس اوراق بهادار به طور موقتی آسیب ببینه، به ویژه اگه میزانای بهره از طرف بانک مرکزی کاهش یافته باشه، ولی روند کلی تا زمان بهبود اقتصادی، شیبی رو به پایین هستش. در مواردی خاص، واسه ایجاد اینجور وارونگی رو به بالایی کافیه وضعیت شرکتای خاصی که سهام اونا در بورس اوراق بهادار معامله می شه، بهبود یابد.

سطح قیمتا و میزانای بهره واقعی

اگه رکود اقتصادی به دلیل زیاد شدن قیمت نفت در کشورهای واردکننده ی نفت ایجاد شده باشه، رکود تورمی (stagflation) رخ می ده؛ در این صورت، تورم بالای به دلیل واردات به خدمات مربوط به حمل و نقل و انرژی و پس به جنسای فیزیکی و شاید حقوق و دستمزدهای شاخص بندی شده (indexed wages) انتقال پیدا میکنه. اگه بانک مرکزی با افزایش میزانای بهره واقعی به اینجور تورمی واکنش نشون بده (و پس موجب افزایش شدید میزانای اسمی شه) رکود اقتصادی بدتر می شه. در این شرایط، دستمزدهای شاخص بندی نشده به معنای واقعی کلمه (به شکل داخلی) کاهش پیدا میکنه؛ پس خواسته داخلی که قبلا در بخش سرمایه گذاری خود هم به دلیل میزانای بهره بالا (که هم در مورد بدهی شرکتای موجود و هم وامای جدید پنهون اعمال شده بود) رو به کاهش بود، به طور زیادی کاهش پیدا میکنه.

این مسئله که تورم با چه سرعتی مهار می شه و میزانای بهره پایین میاد (حتی به حدی پایین تر از میزانای نرمال به خاطر اجرای سیاستی بر خلاف رکود اقتصادی)، واسه پرهیز از سقوط بیشتر اقتصاد اهمیت زیادی داره، ولی اگه،رکود اقتصادی به دلیلِ سیاستای داخلی و پایان یافتن دوره سرمایه گذاری شرکتا شروع شده باشه، کاهش ظرفیت تولید می تونه موجب مهار تورم شه.

ممکنه بعضی از شرکتا در سعی واسه تأمین هزینه های ثابت با فروش تعداد کمتری از اجناس و واحدهای تولیدشده سعی کنن قیمتا رو زیاد کنن و این اقدام، فروش اونا رو بیشتر کم می کنه، به ویژه اگه بقیه شرکتا برعکس اونا عمل کنن و قیمتا رو کم کنن؛ پس با کندتر شدنِ افزایش میانگین سطح قیمت، نتایج پراکنده تری واسه شرکتا ایجاد می شه و گروه اول (شرکتایی که قیمتا رو زیاد شدن) معمولا ورشکسته می شن و گروه دوم بازم در بازار باقی می مونن. ورشکستگی این شرکتا موجب می شه تقاضاهای مشتریان عادی اونا به شرکتای دیگر منتقل شه و به بهتر شدن وضعیت اونا کمک کنه.

وقایع کلیدی در زمان رکود اقتصادی

رویدادهای منحصربه فردی که در طول دوره رکود اقتصادی رخ میدن و از نشونه های رکود اقتصادی (هم در واقعیت و هم در رسانه ها) هستن، شامل تعطیلی کارخانه ها، ورشکستی شرکتا و خروج از بازارهاه.

برندگان و بازندگان زمان رکود اقتصادی

رکود اقتصادی طبقه ی متوسط و فقیرشاخص رو سریع تر و شدیدتر تحت تأثیر قرار می ده. طبقه ی پولدار جامعه کم وبیش از بحران در امان هستن، مگه اینکه رکود اقتصادی باعث سقوط بورس اوراق بهادار و قیمت داراییا شه. این مسئله بیشتر به برنامه های ویژه ی دولت بستگی داره که ممکنه شرایط رو واسه گروه اجتماعی خاصی آسون تر ( یا واسه گروه دیگری سخت تر) کنه.

تأثیر رکود اقتصادی بر نتایج انتخابات

معمولا وقتی اقتصاد نقش مهمی در تصمیم گیری رؤی دهندگان داشته باشه، در شرایط رکود اقتصادی، انتخابات به نفع مخالفان دولت و اپوزیسیون پیش میره، به ویژه اگه بتونن مشکلات رو به دولت نسبت دهند یا سیاستای بسیار جذابی واسه خروج از بحران داشته باشن.

تحولات خنثی کننده ی رکود اقتصادی

رشد ضعیف تولید ناخالص داخلی، نیروهای محرکه ی بزرگ موجود در سطح شرکتا و در سطح بخشا رو مخفی می کنه. بحرانِ بعضی از دولتمردان قدیمی، ولی ضعیف می تونه راه رو واسه تازه واردانی فعال و بی باک باز کنه که رویکردهای نوآورانه ای در مورد بازار دارن.

میشه قیمتای بیشتر از حد بالای مرحله رونق اقتصادی رو اصلاح کرد و پایین آورد و به سطح مناسب تری رساند و به سرمایه گذاران خوش بین، فرصتی واسه خرید و تغییر جهت گیری داد. در طول مدت رکود اقتصادی، سرعت تخصیص دوباره داراییا و نیروی کار به شرکتا و بخشا اهمیت زیادی داره.

گذار به مرحله بعدی

رکود اقتصادی (recession) می تونه به رکودی شدید و گسترده (depression) تبدیل شه (که در اون، تولید ناخالص داخلی و سطح قیمتا به میزان زیادی کاهش پیدا میکنه)، اگه:

  1. علل ایجاد اون به اندازه کافی قوی باشن؛
  2. کشور بسیار ضعیف باشه و در مقابل انعطاف نداشته باشه؛
  3. مقامات، سیاستای مالی یا پولی محدودکننده رو دو برابر کنن.

در شرایط ملایم تر، پس از رکود اقتصادی بهبود اقتصادی حاصل می شه و رکود و کسادی (trough) پشت سر گذاشته می شه؛ البته در صورتی که واسه وارونه کردن شرایط رکود اقتصادی، شوکی مثبت و به اندازه کافی بزرگ ایجاد شه.

منبع : economicswebinstitute.org

دسته‌ها: آموزشی